
نمیدونم الان هستی یا نیستی... حدودا ۳۶ ساعته ک من تو فکرم ک در من هستی یا نه ولی بهرحال من حواسم بهت هست... امیدوارم ک سالم و سلامت باشی... دیروز ک اولین روز بود خیلی برام دیر گذشت... بابایی هم اینجور ک میگفت...کل روز داشت ب تو فکر میکرد از صبح استرس...تند تند خرما خوردنامون...کمپرس آب یخ...نماز...دعا...صورتی گرد...و موهای طلایی مثل بچه خارجیا...واقعا زیبا و ب یاد ماندنی... ....آخه من نمیدونم کدوممون شبیه خارجیا بودیم:)))))) ۹۵/۹/۱۷...۱۰:۲۶...
ادامه مطلب
عزاداری هاتون قبول...چند روزه خونه مامانی هستیم...دیروز نذری داشتیمفرداهم واسه بابابزرگ خدابیامرز مسجد نذری داریم...جاتون خالی....خیلی خوش میگذره...دیروز غروب سومین خرید خونمونو کردیم...انقدر آقایی رو دوس دارم....دوستان من با گوشی میام نمیتونم عکس بذارم......
ادامه مطلب