وقتایی ک خونه هستم یکسره تو گوشی و اینترنت میچرخم ببینم میتونم بفهمم ک تو پسری یا دختر...!!!
دیروز وقتی تو دندون پزشکی با خاله مهدیه حرف زندایی سحرو میزدیم ب این نتیجه رسیدم ک اگه دخترهم باشی واقعا شیرینی...!!!
حتی دیشب با بابایی داشتیم دنبال اسم دختر میگشتیم...!!
و باز هم دیشب من و بابایی و یه دنیا خواستن تو...و شب شیرین و عاشقانه ک التماسانه از خدا تورو خواستیم...
دیشب دومین شب خواستن تو بود فرزندم...
الان ک دارم اینو مینویسم کمرم ب شدت درد میکنه و رو مبل خونه خاله مهدیه دراز کشیدم و خاله داره بزور محمدحسامو میخوابونه...امشب هم جشن عقدکنان محمدناییج...
۹۵/۹/۱۸...۱۱:۵۱
برچسب: دوست دارم کامران و هومن,دوست دارم که,دوست دارم که دوست عیب مرا,
نویسنده: النا ابراهیمی