ممنونم از همه دوستای گلم ک باوجود اینکه من دیر ب دیر میام هنوزم بهم سر میزنن
منو آقایی خیلی خوشبختیم درکنار هم...
روزامون خیلی قشنگه...بهترین خونه عشقو داریم
آخرشبامونو خیلی دوس دارم!!!!
چون همیشه پر از صحبت و حرفای عاشقانه و ایناست...
دستپختمم ک حرف نداره...
آقایی خیلی دوسم داله
اون هفته هم دیوار چینی خونمون شروع شده...
خدارو بخاطر همه چی شکر...
این هفته احساس کردم حاملم!!!داشتم دق میکردم از استرس...ولی خداروشکر نبودم...
آخه تازه چهار ماهه ک عروسی کردیم
دیگه عرضی نیست...
فهلا خدافظ...
یگانه جون دلم برای نوشته هات یه ذره شده بود...
برچسب:
نویسنده: النا ابراهیمی